اینقدر از در و دیوار غم. می بارد که صدای غرش آسمان و
بارش ابرها هم در برابر غم هایم هیچ می شوند.اینقدر در دلم اضطراب و تشویق دارم، که حتی تمامی خشم ها و فریادهای درماندگان و بی کسان در مقابلش خاموش می شوند.اینقدر ماتم و شیون در سینه ام نشسته که تاب رویارویی با زندگی را در دل کشته ام.ترس وجودم را خورده است.فشار شدید روانی بر پیکرم می کوبد و درونم را هر روز پیر تر از قبل می کند.فریاد می زنم اما خاموشم.گریه می کنم اما اشکی بر چشمانم جاری نمی شود.می سوزم و می پوسم اما در چهره ام تاثیر نمی گذارد.غمگینم،نالان و پریشانم، پریشان از روزگار و دور و اطرافمهیچ چیز به ذهنم نمی رسد و مغزم تاب و توان یاری با مرا در برابر مشکلات ندارد.نه ناچار ذهنم را به مسیر انحرافی غیر از غم هایم می کشانم.|+| نوشته شده توسط یاسمن در پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۶ | یاسینا و پرواز...
ما را در سایت یاسینا و پرواز دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: يکشنبه 1 اسفند 1400 ساعت: 17:14